پژوهشكده تحقيقات اسلامى

112

سرداران صدر اسلام (فارسى)

گردش كند ، و ما نديديم كه مردم بگويند : اى كاش بنى هاشم بر ما حكومت مى كردند ، و اگر حكومت در دست آنها بود براى دنيا و آخرت ما بهتر بود . و اگر ادعاى شما كه مىگوييد ديروز از آن چشم پوشى كرديد صحّت داشت ، امروز بر سر آن نمىجنگيديد . به خدا سوگند اى بنى هاشم ، اگر حكومت را به دست گرفته بوديد ، طوفان قوم عاد وصاعقهء ثمود براى مردم زيان بارتر از شما نبود . ابن عباس درپاسخ گفت : آرى به خداسوگند كه ما به وجود پيامبر صلى اللّه عليه وآله در سزاوارتر بودن به مقام خلافت استدلال مىكنيم ، اگر سزاوارى خلافت به نبوت نباشد پس به چه چيز سزاوار خواهد شد . وامّا اين كه گفتى خلافت ونبّوت دريك خانواده جمع نمىشود ، پس چه مىگويى دربارهء گفتهء خداوند عزوجل كه مى فرمايد : « امْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما اتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ اتَيْنا الَ ابْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ اتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً » « 1 » آيا حسد مى ورزند با مردم برآنچه خدااز فضل خود به آنها داده ، به راستى كه ما برآل ابراهيم ، كتاب وحكمت داده ، و به آنان ملك و سلطنتى بزرگ عطاكرديم كتاب همان پيامبرى ، وحكمت همان سنت و مقصود از ملك خلافت است و ما آل ابراهيم هستيم و حكم آل ابراهيم در باره ما تا روز قيامت رواست . « 2 » نامه‌نگارى ابن عباس و معاويه معاويه كه درخدعه و فريب ونيرنگ سرآمد روزگار بود ، همواره با بزرگان

--> ( 1 ) . نساء ، آيهء 54 . ( 2 ) . آمالى ، شيخ مفيد ، ص 15 .